لژیون مجازی همسفران نمایندگی اروند آبادان
چهارشنبه 6 فروردین 1399 ساعت 19:11 | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

جلسه سوم از لژیون مجازی همسفران کنگره 60 نمایندگی اروند آبادان و خرمشهر در  روز سه شنبه مورخ  1399/01/05 در باب سی دی اتصال و پیام دریافت کلید شهر وجودی در فضای مجازی راس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه عملکرد لژیون یکم به کمک راهنمایی اسیستانت محترم سرکار خانم عاطفه 

مشارکت پیام دریافت کلید شهر وجودی

Image result for پیام دریافت کلید شهر وجودی کنگره 60

کمک راهنما خانم عاطفه :

پیشنهاد می کنم حتما CD مربوط به پیام کتاب ۶۰ درجه را گوش کنید جناب مهندس بسیار کامل و روان پیام را شکافته اند قطعاً با گوش کردن صحبت های جناب مهندس پیام برای ما قابل درک بیشتری می شود این پیام مختص گروه مسافران نیست که به علت مصرف مواد مخدر کلید شهر وجودی خود را گم کرده باشند و اختیاردار جسم و جان خود نباشند افکار و اندیشه غلط هم می تواند این اختیار را از انسان سلب کند و نفس اماره فرمانروای شهر وجودی شود به همین علت است که جناب مهندس در مثلث درمان در کنار جسم، روان و جهان بینی را هم مطرح می کنند قطعاً اگر روی جهان بینی خود کار نکنیم غلبه بر افکار و اندیشه غیر ممکن می شود و این مسئله در صورتی ممکن است که در جلسات و لژیون ها و در حال حاضر در لژیون مجازی شرکت کنیم  و فقط شنونده نباشیم بلکه مشارکت کنیم و مطالعه کنیم و اطلاعات خود را بالا ببریم و سعی در عمل کردن به گفته های خود کنیم در همین پیام این امید را به ما می دهد که اگر در مسیر حرکت کنیم و تلاش کنیم برای تغییر الهامات مثبت در این مسیر ما را یاری خواهند نمود و نکته مهم دیگری که در این پیام بیان شده است اینکه می گوید نیروی بسیار قوی  در وجود هر انسانی قرار دارد که باید آن را پیدا کنیم و اگر با این نیرو در راه درست قدم برداریم منحرف نمی شویم و در نهایت اینکه به مرور در طی سفر آموزش ها یک سری نیروها را در انسان بیدار می کنند باید هوشیار باشیم و بدانیم چطور از نیروها استفاده کنیم و قبل از انجام هر کاری تفکر درست داشته باشیم که به مشکل بر نخوریم.

همسفر سارا :

دریک مرحله ای قرار گرفته اید که تمام شهر وجودی یا جسم تان قفل و کلید را به دست شما می دهد در واقع شخص مصرف کننده هیچ اختیاری از خود ندارد و در جسمش هیچ کاره است، تمامی انسان ها برای جسم خود انواع مواد و آنزیم ها را لازم دارند و در طلب آن ها هستند اما فرد مصرف کننده دنبال یک مواد خاص فقط می گردد و آن را می خواهد ، که اگر به آن نرسد مشکلات زیادی برایش پیش می آید هر چقدر پول و ثروت هم داشته باشد برایش مهم نیست چون آن سلامت روح و جسم را ندارد در واقع مواد آن ها را جادو می کند و اختیار را از فرد می گیرد که این برای مصرف کنندگان زن فاجعه است چون زن برای پیداکردن مواد باید صد برابر بیشتر از مردها باج بدهند در این مرحله بیدار شوید باید دوباره شروع کرد و این شروع کردن سن و سال نمی شناسد برای آموختن هیچ زمانی دیر نیست باید ساعت ها تفکر کرد این شروع کردن و حال و هوای خوب آن با هیچ چیز قابل مقایسه نیست از طرف خداوند به شما الهام مثبت می شود و صدای دلنشینی شما را راهنمایی می کند و برای انجام کارهایی که با فکر انجام می دهید دچار مشکل نمی شوید زیرا نیرویی قوی درخود دارید و آن نیروی ایزدی است کسی که در راه مستقیم باشد در آخر بند عشقی بین او خالقش ایجاد می شود .

 

همسفر معصومه :

در طول دروه مصرف یک سری  از حس های درونی فرد مصرف کننده دچار مشکل می شوند که پس از ترک مواد این حس ها به حالت طبیعی و نرمال خود بر می گردند باید به این نکته اشاره کرد که در سفر دوم مشکلات و گرفتاری های زندگی به طور کامل از بین نرفته است و چه بسا در بعضی موارد شاید بیشتر هم شده باشد ، ولی باید به این مسأله مهم توجه داشت که فرد رها شده از دام مصرف مواد به مانند عقابی می ماند که بالای ابر گرفتاری و مشکلات به پرواز درآمده و راه حل پیروز شدن بر مشکلات را راحت تر می یابد به خاطر اینکه در مرحله بالاتری از آگاهی قرار گرفته و می تواند کلید شهر وجودی خویش را به دست گیرد فردی که در کنگره 60 درمان می شود اندیشه او تغییر می کند انسانی که به سمت نیروی ایمان حرکت کند سختی در او اثر نمی گذارد و به راحتی از پس مشکلات بر می آید.

 

 همسفر بدریه :

من همسفر بر اثر ترس ناامیدی ،انباشته شدن مشکلات و نبود راه حل منطقی برای آن ها دچار پریشانی و اضطراب شدیدی بودم به طوری که من نمی توانستم حتی در جمع خانواده هم حضور داشته باشم و برای اینکه از این فضا دور باشم تنهایی و عزلت را ترجیح دادم ، نه خواب من در دستم بود نه بیرون رفتن من ،نه غذا خوردن من، همه چیز در دست نیروهای منفی بودند و من اسیر و تحت فرمان آن ها بودم و این یعنی کلید شهر وجودی در دست من نبود راه های زیادی را برای خلاصی از این وضعیت رفتم ولی نتیجه معکوس می داد تا اینکه مسیر کنگره نمایان شد و من در این راه حرکت کردم و این مسیر را با تمام دل و جان پذیرفتم ،درک کردم که این همان راهی است که خیلی وقت پیش به دنبال آن بودم و جواب خیلی از سوال های بی جوابم را فقط در اینجا توانستم بگیرم مهندس می گوید کسی که این راه را درک کند انسان باهوش و زیرکی است و کسی که درک نکند برعکس است ،اگر فرد مصرف کننده بیاید و این راه را پیدا کند و مدام در طول سفر گریز بزند مانند این است که می خواهد از صخره بالا برود و مدام سُر بخورد ،برای من همسفر هم این مثال صادق است ،اگر من به کنگره بیایم و بروم ولی مدام در حاشیه باشم ،خدمت نکنم ،آموزش ها را عملی نکنم گویی از صخره سُر خوردم نکته دیگر اینکه من در هر سنی که هستم برای آموزش گرفتن دیر نیست و همیشه باید تلاش کنم هم از نظر علمی هم از نظر ورزش باید هر دو را در نظر بگیرم و نگویم که از من گذشت برای انجام  هر کاری باید تفکر کنم و بی تفکر اقدام نکنم ،ممکن است برای کاری یک ساعت و ممکن است برای بعضی از کارها یک سال تفکر لازم باشد و برای بعضی هم بیشتر در این سفر من به چیزهایی دست پیدا کردم که در مقابل چیزی که از دست دادم قابل مقایسه نیست ،هر چیزی بهای خودش را دارد و برای پیدا کردن این راه و استفاده از آن شاید باید تاریکی ها را تجربه کنم تا قدر آن را بدانم ،امیدوارم به جایی برسم که عمق این کلمه را با  تمام وجود درک کنم و خدا را شکر کنم که تاریکی ها را تجربه کردم و تا بعد از آن  مسیر روشنایی را در پیش بگیرم.

 

همسفر مریم :

در پیام دریافت کلید شهر وجود از قفل بودن شهر وجودی که همان جسم است می گوید که به نظر من منظور همان اعتیاد است که فرماندهی جسم  یا شهر وجودی را از انسان می گیرد در این پیام می گوید که در مرحله ای قرار گرفته اید که قفل و کلید را به دست خودتان می دهند  تا با شروع تازه ای و گزینش بهترین ها اداره امور را بدست بگیرید فکر می کنم منظور پیدا کردن راه درمان است و اینکه با پیدا کردن راه درست می توانیم خودمان کلید شهر وجودی خودمان را دست بگیریم و می توانیم برای زندگی برنامه ریزی درست داشته باشیم که با هیچ قدرتی قابل قیاس نیست.

 

همسفر زهرا(ب) :

زمانی که انسان مواد مصرف می کند شهر وجودیش قفل است و کلید آن در دستانش نیست و جسم او هیچ کاره است و خیال می کند که جسمش در اختیارش می باشد با وجودی که این یک تصور غلط است اگر مواد به او نرسد عوارضی چون عطسه بیرون روی و... نمایان می شود پس شهر وجودی یعنی جسمش در اختیار او نیست مواد مانند سحر و جادو است مثل یک جادوی 7 رنگ و وقتی مصرف می کنید انگار جادو شده اید و افکار افیونی بر شما چیره می شود و تصور می کنید که معیار های شما درست است  بعدها که از این بلا بیرون می آیید می گویید که ای داد بیداد کجا بودید و چه کار می کردید! کسی که در کنگره 60 درمان می شود افکار و اندیشه اش تغییر می کند و اگر در مکانی قرار بگیرد که در آن جا مواد مصرف می کنند وسوسه ای ندارد ما می خواهیم کلید شهر وجودی را به دست بگیریم پس باید کاملاً هوشیار باشیم تا بتوانیم مانند پرندگان آزاد و رها زندگی کنیم "پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست " و این آغاز و شروع دیگر در سطوح مختلف است و ارتباطی به سن و سال ندارد و نباید بگوییم که بر فرض من 40 سال دارم و از من گذشته است  در هر رشته و هر قسمتی هیچ زمانی دیر نیست البته باید این مسئله طوری باشد که از آن طرف بوم نیوفتیم و شروع ما با اندیشه و تفکر باشد باید روی هر موضوعی که می خواهید آغاز کنید مدت ها تفکر کنید و فوری دست به اقدام نزنید و همچون قاضی خوبی و بدی آن قضیه را بررسی کنید و در صراط مستقیم حرکت کنید  اگر درمورد عملی که قرار است انجام می دهید تفکر کرده باشید هیچ وقت دچار اشکال نمی شوید زمانی که فرد مصرف کننده به درمان می رسد نیروی جدیدی در او به وجود  می آید و اگر این نیروها را تقویت کند مانند این است که بر پر خروش ترین رودهای جهان یک سد ایجاد کرده است یعنی اگر از آن درست استفاده شود می تواند مفید واقع شود  اما اگر یاد نگرفته باشد که آن را کنترل نماید ممکن است تخریب ایجاد نماید از این نیروها باید در راه قدرت مطلق استفاده شود اگر در صراط مستقیم باشید هیچ گزندی به شما نخواهد رسید  و قدرت خداوند به شما تفویض می شود  کسی که با نیروی ایمان حرکت کند هیچ گاه سختی ها در او اثر نمی گذارند و چیزی که باعث می شود بر همه چیز فائق شود نیروی ایزدی و الهی است  این همان بند عشقی است که در پیام سفر اول بیان می شود و این بند عشق باید برقرار شود و تنها شرطش این است که صراط مستقیم قرار داشته باشد  اگر این بند عشق زده شود دیگر نمی تواند خدمت نکند و اگر نیاید و خدمت نکند حالش خراب می شود و این بند عشق از همان نیروی الهی و ایزدی نیرو می گیرد.

 

همسفر سمیرا:

جسم انسان مانند شهر یا ماشینی می ماند که بسیار بزرگتر و عظیم تر است و باید به خوبی از آن مراقبت کنیم و یکی از معجزات بدن انسان که کمتر به آن توجه شده است بازسازی بدن است که مرتبا تمام بدن ما در حال بازسازی است و جسم برای بازسازی احتیاج به مواد اولیه خوب دارد مثل ماشینی که هر روز نیاز به سوخت دارد تا بتواند حرکت کند اما زمانی که انسان مواد مصرف می کند ، جسم او هیچ کاره است و شهر وجودیش قفل است و از خود اختیاری ندارد چون اگر مواد به او نرسد از تعادل خارج می شود  یا من همسفر درست است مصرف کننده نبودم ولی باز کلید شهر وجودیم از دستم خارج شده بود شاید یک مصرف کننده چند ساعتی بتواند بخوابد یا کار بکند ولی من در اثر استرس ، نگرانی ، افکار منفی و نا امیدی شهر وجودیم قفل شده بود و اصلا قدرتی برای انجام کارها نداشتم حتی از خودم نمی توانستم مراقبت کنم  اما با آموزش های کنگره ما هم می توانیم این مسیر را ادامه دهیم و با حرکت و عملی کردن آموزش ها آن کلید را دریافت کنیم .

مشارکت  سی دی اتصال 



کمک راهنما خانم عاطفه :

در کنگره از جهان بینی  صحبت می شود جهان بینی یعنی درک پیرامون و درون خودمان جناب مهندس در مورد هر دو موضوع برای ما صحبت می کنند و بسیار تاکید به سالم زندگی کردن دارد سالم زندگی کردن هم از نظر جسمی و هم روانی باید بتوانیم سالم زندگی کنیم که در گرو تغذیه مناسب است چه برای جسم و چه برای روان مان است همه انسان ها و تمام هستی هدف مشترک دارند و آن رسیدن به تعالی است برای رسیدن به این تعالی باید از خلقت چیزهایی را بدانیم و از الگوها برای آموختن و دانستن استفاده کنیم در هستی هر چیزی را بکاریم همان را برداشت می کنیم و این یک الگو است نمی شود کینه بکاریم و منتظر باشیم محبت درو کنیم  اگر من نسبت به اطرافیان و هستی و حتی مسافرم بی احترامی، نا مهربانی و... انجام می دهم نمی شود انتظار داشت با من رفتار درست داشته باشند البته برای رسیدن به این موضوع باید واقع بین باشیم و رفتارهای خود را ببینیم و بپذیریم نه اینکه خود را خوب بدانیم و همه کارهای خود را درست در نظر بگیریم  علاوه بر این ها نباید خود را دست کم بگیریم و بگوییم بقیه درست رفتار کنند من یک نفر که کاره ای نیستم جناب مهندس می گویند اقیانوس ها قطره قطره هستند ما هم عضوی از هستی هستیم در کنگره هم همین شکل است ما عضوی از کنگره هستیم اینکه هر کدام کنار بنشینیم منتظر باشیم بقیه کارها را انجام دهند حتی در مشارکت کردن و هر خدمت دیگری اگر هر کس به این شکل فکر کند قطعاً کنگره و شعبه ای به وجود نمی آید در سی دی بحث از تقدیر، خواست و فرمان الهی شده است تا زمانی که شروع به حرکت نکنیم و بستر را مهیا هیچ فرمانی صادر نمی شود این را در کنگره یاد می گیریم که خودمان باید موانع را از سر راه مان برداریم آگاهی و دانش را کنگره به ما می دهد به عبارتی به ما یاد می دهد چطور مشکلات را حل کنیم ولی خودمان باید آموزشی که گرفته ایم را به مرحله عمل در آوریم نکته دیگری که در این سی دی بیان شده است ارتباطات و اتصالات است و این با هم بودن ها و در جمع بودن ها است که به انسان کمک می کند که رشد بیشتری پیدا کند مثال کوچک آن کنگره است تا زمانی که روی اصول و حرمت های کنگره پیش می رویم در جمع کنگره می مانیم و می توانیم از آموزش ها استفاده کنیم و زندگی بهتری داشته باشیم و در آخر از امکاناتی که داریم بهترین استفاده را بکنیم و از آن ها برای پیشرفت کمک بگیریم.

 

همسفر سمیرا :

در سی دی اتصال آقای مهندس می گویند : آغاز هر نقطه سرآغاز خط دیگری است یعنی هر مرحله ای که به پایان می رسد مرحله ی دیگری آغاز می شود چون هیچ چیز در هستی تمام شدنی نیست و همه ی ما در این هستی یک هدف داریم و آن به تعالی رسیدن خود است که در بعد جسمانی به سلامتی و در بعد روحانی به آرامش برسیم  و هدف ما یافتن راه مستقیم است و هیچ راهی بهتر از صراط مستقیم نیست چون صراط مستقیم بین انسان ها اتصال به وجود می آورد و حفظ می کند و دوری از ضد ارزش ها و انجام ارزش ها و فرامین الهی اتصالات همه را محکم می کند مثلاً زمانی که من غیبت ، قضاوت ،حسادت ، کینه ..... را انجام ندهم اتصال صورت می گیرد و انسان هایی را می بینیم که ظاهراً غریبه هستند و نسبت فامیلی ندارند اما نقطه اتصال آن ها محبت ، عشق بلا عوض است که در راه درست زندگی و انجام کارهای ارزشی آن را به دست آوردند پس راه صراط مستقیم و طی کردن این مسیر در نهایت ما را به مسیر تکامل می رساند.

 

همسفر زهرا (ب) :

من با شناخت ھستی می گیرم که وظایفی در این جهان به عهده دارم باید در چرخه تکامل ھستی حرکت داشته باشم  از هر نقطه و مبدائی که حرکت کنم ، پایان آن سرآغاز حرکت و عمل دیگری خواهد بود  هیچ نقطه پایانی برایم وجود ندارد وقتی سفر اول را به پایان می رسد و آن وقت با فرمان وارد مرحله سفر دوم می شویم ، و البته باید شرایط لازم را داشته باشم  و همین طور سلسله مراتب برای رسیدن به کمک راهنمایی ، مرزبانی، ... ادامه خواهد داشت آیا با کاشتن دانه گندم، جوانه زدن، رشد کردن و محصول دادن، کار به پایان می رسد ؟ خیر، بلکه این چرخه ادامه داشته و پایانی وجود ندارد اگر لحظه ای فکر نمایم که به پایان خط رسیدم قطعاً همه چیز بی معنی خواهد شد من وقتی به این آگاهی رسیدم که وجودم در کل ھستی محفوظ خواهد بود، اگرچه ممکن است با مردن از دید ها محو شوم ولی به شکل و ماهیتی دیگر وجود خواهم داشت، آن گاه اعمال و رفتارم به گونه ای خواهد بود که اتصال و پیوندی قوی در ابعاد مختلف جهان ھستی برای خود برقرار نمایم من اگر بتوانم پیوند و اتصال خودم را با همنوعان خودم برقرار نمایم و آن را تقویت و مستحکم نمایم آن گاه اتصال خودم را با کل جهان ھستی در ھمه بعدها برقرار نمودم اعمال ارزشی همان ها هستند که توسط پیامبران الهی و بزرگان گفته شده و ترویج می شود محبت به دیگران، دروغ نگفتن ، تجسس نکردن، غیبت نکردن، رشوه ندادن و نگرفتن و بسیاری موارد ارزشی دیگر باعث ایجاد پیوند و اتصال ھم برای خودم با جهان پس از مرگ ظاهری می شود و ھم موجب ارتباط و اتصال من با دیگران می‌گردد و این امر در بین افراد و اعضای کنگره ۶٠ به بارز ترین شکل ھم اکنون نماد پیدا کرده است مسافر کنگره ۶٠ که مراحل درمان را پله پله و ذره ذره طی می نماید و نقطه تحمل جسم او به تدریج افزایش می یابد، هم زمان به همراه من به عنوان  همسفر ، با آگاھی و شناخت به مسائل روند زمینی و جهان ھستی به ارزش ها و مسئولیت های خود پی برده که این امر موجب می‌گردد نقطه تحمل چندین برابر گردد کنگره ۶٠ راه را به من نشان می‌دهد و بھتر است بگویم با آموزش های خود، به من آدرس می‌دهد که راه را ھم خودم پیدا کنم پس از یافتن راه باید حرکت نمایم .

 

همسفر بدریه :

برداشتی که از این سی دی داشتم این که باید به غذای خود توجه کنم و سعی کنم سی دی های جسم ۱تا۶ و اضافه وزن ۱تا۴ را به مرحله عمل برسانم ،چون بر اثر تغذیه ناسالم و غلط سیستم ایمنی ضعیف می شود و جسم به سرعت به سمت سالمندی پیش می رود ،پس باید مسئله تغذیه را جدی بگیرم و همچنین در کنار تغذیه سالم به ورزش هم بپردازم نکته دیگر بر می گردد به وادی ۱۳ (پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست)یعنی اینکه  من هر کاری را شروع کنم و به پایان برسانم باز مرحله دیگری شروع می شود ،هیچ چیز در هستی پایان ندارد و اگر به نقطه ای برسیم که فکر کنیم به پایان رسیده دیگر زندگی برای ما معنا و مفهوم ندارد ،همین که انسان مشغول به کاری است زندگی ادامه دارد و شیرین می شود در سیستم های دیگر افرادی که با هم، هم عقیده و هم سلیقه نباشند نمی توانند هدف مشخصی را دنبال کنند ولی در کنگره ۶۰ همه افراد با دیدگاه و سلایق مختلف هستند ولی هدف مشخصی را دنبال می کنند و آن هدف به تعالی رسیدن خود است ،هم در بعد جسمانی هم در بعد روحانی در هستی همه چیز از دو فرد ادغام می شود و به صورت شفع بوجود می آید من اگر گندم بخواهم یا هر چیز دیگری باید بستر مناسب آن را مهیا کنم و بکارم بعد انتظار برداشت را داشته باشم ،هر چیزی را بکارم همان را برداشت می کنم اگر هدف من سلامتی و آرامش است باید هسته اولیه آن را بکارم آموزش ها را عملی کنم سختی مسیر را تحمل کنم بعد انتظار برداشت سلامتی را داشته باشم در غیر این صورت نتیجه مطلوبی عابد من نمی ‌شود کاشت و برداشت فقط در بعد مادی نیست همه چیز در هستی این گونه است ،امکان ندارد من نفرت ،کینه ،دروغ،...را بکارم انتظار محبت، دوستی و عشق را داشته باشم نکته دیگر بر می گردد به وادی دوم که هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم هر عضو از ما در هستی حساب شده هستیم و جزئی از آن هستیم  و هر کدام از ما هدفی را دنبال می کنیم و در این بعد باید بدانم که وظیفه من چیست و هدفم را دنبال کنم اگر به آن رسیدم آن وقت با فرمان کامل می شود ،چون در هستی سه عامل نقش دارند خواست ،تقدیر و فرمان الهی ،شاید تقدیر من این بوده که عضوی از کنگره ۶۰ باشم و این امر میسر نمی شد مگر اینکه با یک مصرف کننده زندگی کنم و تاریکی ها را تجربه کنم و با خواست خود تلاش کنم که این راه روشنایی برایم نمایان شود و فرمان الهی صادر شود که من در این مسیر قرار بگیرم و آموزش بگیرم و اینکه فرمان بر اساس کارنامه شخص صادر می شود کنگره ۶۰ کاری که می کند آدرس رهجو را به خودش می دهد و راه را نشان او می دهد  و این خود رهجو است که باید راه را برود و موانع را از مسیر خودش بردارد آموزش ها سلسله مراتب هستند و مانند شمارش اعداد ،پله پله و آرام باید آن ها را عملی کنیم ،اگر بخواهیم این قانون را نقض کنیم به نتیجه خوبی دست پیدا نمی کنیم فردی که می میرد از دیدگاه ما فقط محو شده و  وارد فاز دیگری شده ،موجودیت همیشه هست و از بین نمی رود و هیچ مرگی وجود ندارد باید در این مرحله به گونه ای عمل کنیم که برای رفتن به مرحله بعد دچار مشکل نشویم هیچ راهی بهتر و کوتاه تر از راه مستقیم نیست اگر به بیراهه برویم از مسیر خارج می شویم بهترین راه برای اتصال راه مستقیم است و اعمال ضد ارزشی باعث از هم گسیختگی این اتصال می شود و انسان ها وقتی که این اتصالات را حفظ کنند کمتر آسیب می بینند راه مستقیم فقط انجام یک سری آداب مذهبی نیست  و فرقی نمی کند که من مسلمان باشم یا غیر مسلمان ،من وقتی بتوانم از مال خود ببخشم و کمک کنم و تمام ارزشی ها را رعایت کنم ،دروغ نگویم کسی را قضاوت نکنم ،.... اتصال برقرار می شود و این اتصال روش های گوناگون دارد امیدوارم همه ما در مسیر کنگره باشیم و در حفظ این اتصال کوشا باشیم و بتوانیم به هدف خود برسیم.

 

همسفر معصومه :

در سی دی اتصال آقای مهندس می فرمایند در مورد اهمیت تغذیه در زندگی سخن می گویند و می فرمایند کل مرگ و میر ها و اضافه وزن ها مربوط به تغذیه غلط است ما باید سالم زندگی کردن و تغذیه سالم را یاد بگیریم ما باید بدانیم که آغاز هر نقطه سرآغاز خط دیگری است هیچ چیزی در هستی تمام شدنی نیست هر مرحله ای پایان می پذیرد مرحله ای دیگر آغاز می شود اگر به نقطه ای در زندگی برسیم که تمام شود دیگر معنایی ندارد در هستی هر چیزی به صورت جفت به دست می آید و هر چیزی را باید کاشت و هرچه بکاریم آن را درو می کنیم هر که باد بکارد  طوفان درو می کند هر که  کینه بکارد محبت و عشق درو  نمی کند هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی گذارد هر کدام هدفی را دنبال می کنیم هیچ راهی بهتر از راه مستقیم نیست  و ضد ارزش ها باعث می شود ما کلاً از راه مستقیم خارج شویم و فاجعه به وجود می آید صراط مستقیم در بین انسان ها اتصال به وجود می آورد راست گویی و صراط مستقیم ارتباط و اتصال انسان ها را حفظ می کند انسان ها اگر از مسیر خود خارج شوند نابود می شوند پس باید اتصالات را محکم کنیم.

 

همسفر مریم :

در سی دی اتصال مهندس می گوید تا به حال دانشمندان علم فیزیک دریافتند که در فیزیک 11 بعد داریم که در جهان ما 4 بعد داریم که همان طول عرض و ارتفاع است و بعد چهارم زمان است و بقیه 7 بعد آن همان هفت آسمان هست و اینکه پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است چون اگر غیر از این باشد زندگی کاملاً بی مفهوم است زیرا هدف از آفرینش انسان تکامل او است  این را توضیح می دهد که در جهان هستی همه چیز را باید بکاریم تا بتوانیم آن را درو کنیم و هر چیزی را که بکاری بیشتر آن را برداشت می کنی و اگر باد بکاری طوفان درو خواهی کرد و اینکه زمانی که چیزی را می کاری برای رشد کردن باید از جهان ها دیگر که حتی نمی دانیم کجا هست انرژی کسب کند همه چیز در جهان هستی از شفع بوجود می آید به این معنی که مثلاً برای به وجود آمدن انسان باید تخمک و اسپرم لقاح پیدا کنند تا جنین انسان شکل بگیرد راجع به شکل گیری آرام این تغییرات صحبت می کند که باید همه کارها ذره ذره صورت بگیرد برای اینکه نقطه تحمل به وجود بیاید و اگر یک دفعه تغییرات صورت بگیرد تخریب زیادی ایجاد می کند  مثل یک مصرف کننده که یک باره موادش را قطع کند و برای انجام  گرفتن هر کاری 3 مؤلفه نیاز است یکی تقدیر یکی خواست و دیگری فرمان الهی که بدون وجود یکی از این مؤلفه ها انجام هر کاری با شکست مواجه می شود.

 

همسفر سارا :

مبدا شروع از نقطه ای و پایان و انتهای آن سر فصل دیگری می شود همان پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است در هستی هیچ چیز تمام شدنی نیست مانند سفر مسافران در کنگره ، یا دوران مدرسه و دوران زندگی که اول نوزادی بعد کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و مرگ انسان با مرگ تمام نمی شود چون اگر قرار بر این بود که دیگر زندگی معنا نداشت انسان همیشه به کاری مشغول است هر کدام  از ما با سلایق مختلف دور هم جمع شدیم ولی هدف مشترک و آن به تعالی رسیدن است  در هستی هرچه بکاریم درو می کنیم از جهان هستی فهمیدیم با اینکه همه ی ما عضو کوچکی از هستی هستیم ولی باید باشیم در واقع هیچ موجودی جهت بیهودگی پا به خلقت نگذاشته است همه هدف هایی داریم که با دستورات کامل می شود راه برای ما نمایان شده اما آن راه را خودمان باید برویم و موانع را از سرراه برداریم و این کار طی سلسله مراتب انجام می گیرد مثلاً یک مصرف کننده که چندین سال مصرف کرده باید آهسته آهسته این مواد از او گرفته شود دنیا مزرعه ی آخرت است باید از زندگی لذت ببریم تمام کارهای مان را سر و سامان دهیم و به فکر آخرت هم باشیم هدف ما یافتن صراط مستقیم است که اتصال ها را حفظ کند تمام ارزش ها کارهای خوب باعث حفظ اتصال و ضد ارزش ها باعث قطع اتصال و ارتباط بین انسان ها می شود.

 

با تشکر از مشارکت لژیون اول

تایپ : همسفر ساهره

ویرایش : همسفر معصومه

 

 



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزش مجازی ویژه همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر زهرا (ب)لژیون یکم شنبه 9 فروردین 1399 11:48
خدا قوت به لژیون اول و کمک راهنمای محترم خانم عاطفه
همسفرسحر شنبه 9 فروردین 1399 11:05
ممنونم از لژیون اول خیلی عالی بود به زیبایی مطالب را شرح دادید استفاده کردم ، ممنون از کمک راهنمای محترم خانم عاطفه عزیز خداقوت بهتون .خسته نباشید به گروه وبلاگ
همسفر مژده پنجشنبه 7 فروردین 1399 21:08
خدا قوت به لژیون اول همیشه موفق باشید
همسفر عاطفه پنجشنبه 7 فروردین 1399 18:29
خدا قوت به گروه پر تلاش وبلاگ
هسفر سمیرا پنجشنبه 7 فروردین 1399 00:19
خدا قوت دوستان عالی بود و ممنون از کمک راهنمای عزیز خانم عاطفه برای راهنماییتون و زحماتتون
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات