خلاصه سی دی پادشاه و کنیز5
جمعه 15 شهریور 1398 ساعت 19:10 | نوشته ‌شده به دست همسفر عاطفه | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

داستان پادشاه و کنیزک در همان سی دی اول تمام شد ، ولی این داستان خیلی نکات داشت که ما اکنون از آن ها استفاده می کنیم. در زمان های قدیم مردم که مسافت های طولانی با پای پیاده می رفتند به علت این که جاده ها آسفالت نبودند خار به پاهایشان می رفت و این خار مثل پیکان در پا بود اگر دنباله داشت راحت می توانستند آن را به بیرون بکشند و اگر دنباله نداشت که باید با سر انگشت آن را بیابند پیدا کردن خار در پا خیلی دشوار بود. پس اگر خاری به دل رود دشواری آن چند برابر سخت تر می شود، در زمان های قدیم برای این که کسی را از بالای خر یا اسب به زمین بزنند خاری به پشت آن حیوان می زدند بلافاصله آن حیوان سواره اش را با جفتک به زمین می انداخت اکنون ما بدون این که بلانسبت بگوییم مانند همان خر شده ایم که در طول شبانه روزی با کوچک ترین حرف و سخنی جفتک می زنیم و مانند ماهی که در ماهی تابه می خواهند سرخش کنند جلز و ولز می شویم و نمی توانیم آن حرف را تحمل کنیم و اشکال ما در این است که نمی توانیم دفع خار کنیم و سکوت کنیم خیلی سریع عکس العمل نشان می دهیم و این که بعد در سکوت دنبال یک راه حل منطقی بگردیم و پیدا کنیم. ما انسان ها مشکلی که داریم این است  هر حرفی که به ما زده شود را تصور کنیم که به شخصیت ما توهین شده است ولی به نظر من شخصیت هر انسان یک تعریف دارد و هر شخصی خودش می تواند تعیین کند که مردم چقدر به آن احترام بگذارند و چقدر قبولش داشته باشند که بستگی به کردار و منش ما دارد.

اگر ما از دیگران انتظار احترام داریم باید طوری رفتار کنیم که قابل احترام باشیم. در یک مصاحبه در تلویزیون 10سال پیش یادم می آید که مجری ازمن  پرسید ؛که نگاه جامعه را چکار می کنید این که شما معتاد هستید گفتم ؛که من با رفتار و کردارم به گونه ای عمل می کنم که جامعه را مجبور می کنم که به من احترام بگذارند، اگر ما احترام دیگران را حفظ نکنیم حتی اگر در پایین ترین شخصیت در جامعه باشد ایشان هم برای ما احترامی نمی گذارند پس باید وقتی با آن صحبت کنیم با احترام با ایشان صحبت کنیم حتی در قانون اگر شخصی محکوم به اعدام باشد نباید به آن بی احترامی کرد حتی قاضی نمی تواند به آن توهین کند و اگر ما این نکته را توانستیم در نظر بگیریم می‌توانیم آرام و آرامش داشته باشیم. ما خیلی زود قضاوت می کنیم و تصور می کنیم  این که خیلی آدم فهمیده و باهوشی هستیم ولی اگر ما بخواهیم انسان فهمیده و باهوشی شویم سریع نباید قضاوت کنیم و سریع عکس العمل نشان ندهیم. مسئله اعتیاد  هم مثل خاری بود که بچه ها خیلی تلاش می کردند می خواستند آن را در بیاورند ولی موفق نمی شدند و مصرف آن ها به دفعات بیشتر کشیده می شد. وقتی ما حرفی از شخصی شنیده باشیم و ادامه حرف را بگیریم مانند همان خر می شویم که برای دفع خار از پشت خود بالا و پایین می پرد و هزار جای خود را زخمی می کند، پس ماهم با ادامه دادن آن صحبت دامنه ی این قضیه را گسترده تر می کنیم و خیلی ها از آن قضیه آگاه می شوند، مشکلات که مانند همان خار هستند سرچشمه آن ها یک حرفی که بر وفق مراد ما نبود شروع می شوند وقتی ما آن ها را نتوانیم حل کنیم شروع به بزرگ تر و گسترده تر می شوند، حکیم اللهی از طریق داستان و غیر مستقیم به موضوع اشاره کرد و دستش را گذاشت روی نبض کنیزک که از طریق نبض به حرف های او گوش دهد از دوستان و شهر هایی که آمده پرسید ولی هیچ تغییری در نبض و چهره او ندید تا این که به سمرقند رسید رنگ از چهره کنیزک پرید و نبض او شروع به سریع زدن کرد و این حالت به خیلی از ما دست می دهد که وقتی اسمی از معشوق زده می شود رنگ از رخسار ما می پرد، حکیم از راز کنیزک با خبر شده بود و به آن گفت که خیلی زود تو را به علاجت می رسانم و شاد باش این که کاری می کنم مثل بارانی که روی چمن ها می ریزد و شاداب می شوند، تو را هم شاداب می کنم و من مانند پدری برای شما می شوم ولی تو این راز را نباید به کسی بگوئی و دل مثل یک گور شود و آن راز را در آن دفن کن تا زودتر به مراد دلت برسی.پیامبر اکرم (ص) هم یک حدیثی دارد که هرکس خودش را نهفت زود گردد بامداد خود جفت، کنیزک با وعده هایی که حکیم بهش داد از رنج هایش کاسته شد در دل انسان در تفکر و اندیشه اش یک معیاری وجود دارد که به راحتی راست و دروغ را تشخیص می دهد بخاطر همین است که وعده هایی که راست باشند باعث شادابی می شوند و وعده هایی که دروغین باشند باعث خفقان و رنجوری می شوند ولی چون انسان ها خودشان در حالت تعادل و آرامش و این دل در حال خلاصی نیست و درگیر است انگار یک موج یا پارازیت در آن وجود دارد چه موقع تشخیص راست و دروغ مشکل می شود ولی در زمانی که در آرامش باشد مطالب را از راست و دروغ میتواند تشخیص بدهد. انسان های گرامی وقتی وعده می دهند مانند گنج رایج می باشد یعنی مسائل را کاملا می فهمد و درک می کند ولی وعده نااهل باشد یعنی فهمیده و فکور نباشد بدبختی و بیچارگی و ذلت است.چیدن خار خیلی دشوار است خیلی اطباء بالای سر کنیزک آمدند ولی درد و رنج آن را نفهمیدند ولی حکیم الهی خیلی سریع فهمید که درد و مشکل او روحی و روانی می باشد که بر جسم او تاثیر گذاشته است حکیم که کم و بیش موضوع را با پادشاه در میان گذاشته بود، پادشاه دو فرستنده را به سمرقند برای آوردن آن زرگر فرستاد آن دو فرستنده با تعریف و تمجید از کار زرگر و این که پادشاه از کار زرگریش راضی است و با دیدن پول و طلا آماده رفتن شد ولی نمی دانست که پادشاه قصد جانش را کرده بود،ما انسان ها نمی دانیم این که گاهی اوقات اگر چیزی نداشته باشیم خیلی به نفع و سود ماست.زرگر پیش پادشاه آمد و پادشاه به زرگر تعظیم کرد و کلید صندوق طلا و سکه را به آن داد حکیم به پادشاه فرمود ؛که این کنیزک را به این زرگر بدهید که با وصال آن ها بیماری کنیزک از بین برود و آتش درون خاموش شود که این قضیه را ما در خودمان داریم که با نوشیدن آن دارو کم کم  آتش وصال را خاموش می کنیم بعد از 6ماه کنیزک سرحال و خوب شد، حکیم شربت زهر آلود به زرگر می داد که بخورد و روز به روز رنجور و لاغر تر می شد و از قیافه می افتاد، شربت مانند مواد بود می خوریم سرحال هستیم ولی ما را از قیافه ذره ذره می انداخت.زیرا رابطه کنیزک و زرگر فقط از سر هوس بود و کنیزک عاشق جمال و زیبایی زرگر بود نه خود زرگر یعنی عاشق باطنش نبود عاشق ظاهر او بود و چنین عشقی به رستگاری نمی رسد پس از چشم کنیزک افتاد و کم کم دل کنیزک به آن سرد شد.

نوشته همسفر سرور لژیون چهارم

تایپ همسفر معصومه لژیون چهارم
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفربدریه شنبه 23 شهریور 1398 23:48
سلام احسنت به خانم سرور خیلی خلاصه ومفید بیان کردید ممنونم
همسفرشکوفه لژیون سوم سه شنبه 19 شهریور 1398 02:10
خداقوت خانم سرورعزیز مطالب زیبا وآموزنده بود
مسافر عبدالله دوشنبه 18 شهریور 1398 13:04
سلام خیلی زیبا و قشنگ و دل نشین بودن صحبت ها که هر چند بار بخونی باز هم اموزش داره حیلی استفاده کردم ممنون
دوشنبه 18 شهریور 1398 00:55
خداقوت به خانم سرورعزیز عالی بیان کردید
هسفرسمیرا دوشنبه 18 شهریور 1398 00:35
سلام خدا قوت خانم سرور عالی بود
همسفر لژیون اول یکشنبه 17 شهریور 1398 20:50
سلام ،خداقوت به خانم سرور خیلی عالی ومفید خلاصه کردید ممنونم استفاده کردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو