لژیون مجازی همسفران نمایندگی اروند آبادان
پنجشنبه 16 مرداد 1399 ساعت 00:56 | نوشته ‌شده به دست همسفر زینب | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

جلسه دوازدهم از دوره دوم کارگاه مجازی همسفران کنگره 60 نمایندگی اروند آبادان و خرمشهر در روز سه شنبه مورخ 1399/5/14 در باب سی دی وادی چهاردهم بخش هفتم توسط کمک راهنمای محترم  درفضای مجازی راس ساعت 17:30 اغاز به کار نمود.


خلاصه عملکرد لژیون اول به کمک راهنمایی اسیستانت محترم سرکار خانم عاطفه

مشارکت در باب سی دی وادی 14 بخش 7


کمک راهنما خانم عاطفه:

سلام دوستان عاطفه هستم کمک راهنما یک همسفر ؛در این وادی می‌گوید که همین عشق باعث شده که حیات شکل بگیرد و موجودات کنار هم قرار بگیرند، این جنبش و حرکت بر مبنای عشق است، عشق حد و مرز ندارد و مخصوص فرد خاصی نیست، اگر عشق باشد تحمل خیلی سختی ها برای انسان راحت‌ تر می‌شود و برای مقابله با مشکلات و ساختن زندگی و بهتر زندگی کردن تلاش بیشتر می شود؛ عشق پارامترهایی دارد و از یک مثلث تشکیل شده است شامل: سایه ها، جاذبه و حس، سایه ها یعنی باید چیزی باشد که عاشق و معشوق مفهوم پیدا کند و در ادامه می گویند که  عشق آغاز و پایان ندارد و اما در قسمت دوم جاذبه است که در مورد این صحبت می کند که هر چیزی چیز دیگری را سمت خودش بکشد می شود جاذبه این قدرت جاذبه با توجه به تفکر و فرق نگاه فرد شکل می گیرد در ادامه اینکه یاد بگیریم که از آموزش آنها درس بگیریم و آنها را عملی کنیم و گره های وجودی خودمان را پیدا کنیم و به دنبال راه حل می گردیم برای باز کردن آن گره، چون همین گره جلوی حرکت ما را می‌گیرد برای رسیدن به وادی ۱۴ یعنی عشق؛ برای رسیدن به این مرحله باید تلاش کنیم و با تفکر پیش برویم ببخشیم و منیت و غرور را کنار بگذاریم، تمام مشکلاتی که برای من پیش می آید بر می‌ گردد به تفکر من، به دیدگاه من و بذری که می کارم، برای رسیدن به این، باید مسیر حرکتم را بدانم، بدانم چرا آفریده شدم و چرا دارم زندگی می کنم دلیل ها را بدانم اگر آن را درک کرده باشم  ناخودآگاه رفتار و کردارم سمتی می ‌رود که به آن عشق و در نهایت به آن آرامش می رسم.

همسفر مریم:

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر ؛در کنگره 60 اصل بر تعادل، و وادی 14 وادی عشق و محبت است در این وادی مطرح می کند که عشق و محبتی که نثار دیگران می کنیم باید در تعادل باشد تا موجب سو استفاده از محبت ما نشود و همچنین عشقی که ما می بخشیم باید  بلا عوض  باشد چون عشق یا محبتی که در قبالش انتظار جبران داشته باشیم به قول جناب مهندس دکان داری است عشق بی حد و مرز است و پایان مشخصی ندارد برای به وجود آمدن عشق یک مثلث باید شکل بگیرد که سه ضلع سایه ها و جاذبه و حس آن را تشکیل می دهند که سایه ها همان چیزی هست که باید باشد که ما دوستش داشته باشیم و جاذبه آن نیرویی که در ما کشش ایجاد می کند و حسی که ما نسبت به آن چیز یا شخص داریم و برای به وجود آمدن همه اینها باید ظرف وجود ما از ضد ارزش ها خالی باشد تا بتوانیم آن را از محبت لبریز کنیم و به هستی عشق بورزیم.

همسفر بدریه:

سلام دوستان بدریه هستم یک همسفر ؛در این بخش مهندس مطرح می کند که انسان همیشه بین دو نیرو قرار دارد و با یک حرکت خیلی کوچک و ظریف ممکن است از راه منحرف شود و در واقع راه ضد ارزش ها مثل یک باتلاق می ماند که هرچه دست و پا می زنی بیشتر در آن فرو می روی و باید به یک درجه از دانایی و تفکر برسیم که در گیر باتلاق تاریکی نشویم و بدانیم که بین فاز نفرت و عشق ،قهر و آشتی، دوستی و دشمنی فقط یک مو فاصله دارد و از یک نقطه کوچک شروع می شود و در انتها به یک خرابی بزرگ منتهی می شود ،همه موجودات بر مبنای عشق به دور هم جمع شده اند و این وجود عشق است که هستی را در خودش جای داده تا از انهدام و از هم گسیختگی او جلو گیری کند و در واقع هیچ چیزی بدون عشق معنا ندارد و این عشق آنقدر قدرتمند است که حد و مرزی ندارد و همه چیز را در بر می گیرد و برای او همه یکسان هستند و اگر ما به آن دسترسی نداریم به علت این است که ظرف وجودی خودمان را پر از ضد ارزش ها ، نفرت، کینه و...کردیم و جایی برای عشق نگذاشته ایم بنابراین برای دسترسی به عشق باید از نفرت، قهر، کینه و....خالی شویم تا پر از عشق شویم ، عشق اگر باشد در ظاهر شاید سختی و سوختن هم در بر داشته باشد ولی یک عاشق اینها را به جان می خرد و می داند  که در پس این سوختن است که به نور تبدیل می شود و در واقع صیقل داده می شود و دیگر سختی برایش معنا ندارد چون نیروی عشق پشت آن نهفته است.

همسفر ساهره :

سلام دوستان ساهره هستم همسفر؛ از خانم عاطفه تشکر می کنم که به من وقت مشارکت دادند و خدا قوت می گویم به دوستان عزیز، انسان موجود حساسی هست و بین دو تا قطب و دو تا نیرو قرار دارد و با کوچک ترین چیز وارد یک فاز دیگر می شود یعنی از روشنایی وارد تاریکی می شود و اگر ما از آن مراقبت نکنیم و به دانایی برسیم بلافاصله از روشنایی وارد تاریکی می شویم سعی کنیم از مشکلات راه حل پیدا کنیم همان مسئله اعتیاد که مواد مخدر راه حلش را پیدا کردیم یعنی پشت به تاریکی کردن و به سوی روشنایی حرکت کردن ، آقای مهندس درمورد یک فیلم سینمایی صحبت کردند که با یک مسئله کوچک و یک فکر ساده و به آن جا می رسند ،و آنها را طوری به قتل می رسانند که همه دشمن هم دیگر می شوند، به نظر من هم عشق و محبت هم این طور است با یک نقطه کوچک به نفرت تبدیل می شود من موقعی که عاشق کسی هستم ،یا به آن طرف محبت می کنم با یک حرکت همه را به نفرت تبدیل می کند خودم یک مدتی که درگیر این مسئله محبت کردن به آنهایی که دوستشان دارم بودم،به یک نفر اینقدر محبت و از خودگذشتگی کردم که با یک حرکت از او کینه ی بدی گرفتم، و شاید همان نفرت باشد از یک نقطه کوچک شروع شد و مرحله دیگر عشق یک کلیدی هست که تمام هستی را با هم دور هم جمع کرده ، جمع کردن هستی و کل موجودات به دور هم برای حیات ، و برای ایجاد حیات بر مبنای عشق است که کل حیات در جریان است و اگر عشق نبود هیچ جنبش و تکاپو حرکت نبود، بدون عشق ما نمی توانیم زندگی کنیم باید عشق باشد که زندگی جریان پیدا کند که قدرت مطلق تماما عشق است و تمامی هستی بر مبنای عشق می گردد و عشق شاه و گدا، باسواد بی سواد، زشت و زیبا، سیاه و سفید، و.... نمی شناسد حد و مرزی ندارد و عشق متعلق به همه است.

همسفر الهام:

سلام دوستان الهام هستم همسفر؛ اول سی دی مهندس گفت که خطر همیشه در کمین است و باید آماده بود و شناخت کافی از مسائل کوچک زندگی را هم داشت چرا که یک مسئله کوچک می تواند مسیر را به راحتی تغییر دهد  و انحراف به وجود آید و با یک مسئله کوچک دشمنی بزرگی به وجود می آید در سفر یک مسافر هم ممکن است با یک عدد قرص این مسئله شروع شود و دوباره به اعتیاد برگردد پس باید دانایی لازم در کنار درمان باشد که بتواند شناخت پیدا کند و این مسائل را مهار کند و با عشق داشتن به خلقت وجودی خود و در اختیار گذاشتن برای دیگر انسان ها سختی راه برای کسی که برای محبت کردن دیگران و هم زمان کسب علم کردن آسان می شود و حتی شاید مسیر طولانی را طی کند تا چیزی را به دیگران آموزش دهد و وقتی صحبت عشق و محبت باشد مسیر طولانی و سختی کار یا راه هیچ احساس نمی شود مثل راهنما های کنگره شصت که این کار را رایگان فقط به خاطر دل خودشان انجام می دهند و از وقتی که در این کار انتقال آموزشی که انجام می دهند  هیچ سختی احساس نمی کنند من به فرزند خودم که می خواستم چند کلمه آموزش دهم خیلی فشار روحی و سختی تحمل می کردم و معذب بودم ولی الان می بینم که راهنمایم هم زندگی خودش و هم رهجوها یی که دارد را با چه حس خوبی و بدون تحمل مشکل اداره می کند و زیبایی کسب آموزش در کنگره را برای من زیباتر می کند ممنونم.

همسفر سمیرا:

در این بخش از وادی چهاردهم گفته شده: عشق به ظاهر سوختن است اما نه برای خاکستر شدن بلکه برای تبدیل شدن ، من همسفر وقتی قبول کردم در این سفر در کنار مسافر باشم و در کنگره آموزش بگیریم شاید برای اطرافیان اینکه من دارم وقتم را هدر می دهم و در برابر این همه سختی ها خواهم سوخت ، ولی من در کنگره و این سفر تازه خودم را پیدا کردم و درست زندگی کردن را یاد گرفتم ، من در کنگره با عشق و بدون حس های منفی و کینه مسافرم را رها می کنم تا خودش را پیدا کند و حرکت کند همان طور که خودم اوایل ورودم به کنگره و خیلی از افرادی که از بیرون به خدمت گزاران کنگره و راهنمایان نگاه می کنند ، تعجب می کنند و باور نمی کنند که بدون دریافت چیزی خدمت می کنند و تمام توان ، انرژی و همه تلاش می کنند تا یک نفر به رهایی برسد  زیرا  این قدرت عشق هست که سختی ها را احساس نمی کنند ، و این همان تبدیل شدن به نور است.

همسفر زهرا (ب) :

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر ؛حیات انسان با تکثیر مسیر تکامل خود را ادامه می دهد و امواج در همه جا قرار گرفته اند تا خود را نشان دهند، عشق سه پارامتر دارد یکی سایه ها و دومی جاذبه و سوم ،حس است حتما باید چیزی وجود داشته باشد تا عاشق و معشوق برای هم مفهوم یابند تا ما را عاشق آن چیز کرده باشد شرط اول عشق باید حتما یک چیزی باشد تا ما عاشق بشویم اگر نباشد امکان عاشق شدن نیست امکان نیست که آدم عاشق چیزی باشد که چیزی نداشته باشد حتما باید در آن معشوق چیزی باشد که عاشق شود، عاشق و معشوق نیز می توانند به راحتی عشق بزرگ را تبدیل به نفرت کنند. در زندگی حتما باید عشق باشد تا زندگی در جریان باشد خود من به نظر من اگر عشقی بین من و مسافرم نبود شاید در زمان مصرف او جدا می شدم الان که به این وادی رسیدم معنای واقعی عشق را درک کردم و فهمیدم که کل هستی بر مبنای عشق در جریان است.

همسفر فاطمه:

خداوند تمام محبت هایش را نثار هستی می کند و این انسان ها هستند که در مقابل محبت انتظار پاداش دارند ولی در انسان هم ذره ای از محبتش را قرار داد شاید اگر آن یک ذره محبت وجود نداشت من همسفر برای رهایی مسافرم از اعتیاد این همه تلاش و سختی را به جان نمی خریدم و امروز با این که با کنگره آشنا شدم تا ببینم محبت تا به کجا می تواند برسد که یک راهنما از خودش و مالش می گذرد تا بهترین ها را به افراد ببخشد و این همان محبت واقعی است که هر جایی نمی توان پیدا کرد محبت به کلام نیست به عمل و رفتار است و این محبت در کنگره بسیار در تک تک خدمت ها دیده شده است و اینکه انسان زمانی که کار اشتباهی انجام می دهد نباید در ادامه برای درست شدنش اشتباه پشت اشتباه انجام دهد این باعث بدتر شدن اوضاع می شود باید برگردد و اشتباهش را جبران کند و راه مستقیم را در پیش بگیرد .

همسفر مریم (ز) :

سلام دوستان مریم هستم همسفر؛ همانطور که در این وادی قبلاً در خصوص عشق گفته شد در اینجا یک ضلع عشق حس می باشد کسی که وجودش پر از ناهنجاری باشد گوشش شنوای زیبایی ها نیست  و چشمانش چیزی نمی یابد که شایسته دیدن باشد به دلیل حس آلوده ای  که دارد حال باید با تعادل آن حس را به آرامش  برساند عشق عبور است و گذر از موانع، عشق گذر کردن از دل انسان ها است وقتی در برابر ناملایمات زندگی فرصت عبور داشته باشیم و از خداوند بخواهیم برای عبور از لحظات و رسیدن به دل انسان ها و خدمت به آن ها عمل کنیم جذب آن می گردیم ، کلیه ادیان الهی بر پایه عشق و محبت بنا شده اند دینی نداریم که در آن از عشق نباشد در این ادیان همه از عشق های مختلف یاد کرده اند عشق به خدا، عشق به والدین عشق به فرزند و غیره این عشق ها هستند که به انسان آرامش درونی  می دهند وجودشان مکمل زندگی است و بدون عشق انسان می میرد، جبران خلیل جبران در کتاب عشق و محبت می گوید( عشق  همانگونه که شما را می ‌پروراند شاخ و برگ درختان را هرس می کند ،همان ‌گونه که از قامت تان بالا می رود و نازک ترین شاخه های تان را که در آفتاب می لرزند را نوازش می کند، به زمین فرو می رود و ریشه های تان را که به خاک چسبیده می لرزاند ،عشق شما را همچون خوشه های گندم  برای خود دسته بندی‌ می کند ،می کوبدتان تا برهنه تان کند، آسیاب تان می کند تا سفید شوید، ورزتان می دهد تا نرم شوید ،آنگاه شما را به آتش مقدس خود می سپارد تا برای ضیافت مقدس خداوند نانی مقدس شوید و این گونه است رهایی پس از سپردن خود به کنگره دقیقاً به همین منوال می باشد.

همسفر سارا:

سلام دوستان سارا هستم یک همسفر؛ بنیان هستی از عشق است، عشقی که هیچ حد و مرز و آغاز و پایان مشخصی ندارد و همه جا وجود دارد جایی که عشق باشد کینه، نفرت و حسادت جایی ندارد عشق هم درد است و هم درمان و سختی ها و لذت های فراوان و گاهی سوختن تا تبدیل شدن به نور این را می شود در بین راهنما های خودمان به خوبی مشاهده کنیم که وقت و انرژی خودشان را می گذارند همه ی سختی ها را به جان می خرند برای عشق و خدمت به دیگران وقتی تلاش هایشان به نتیجه رسید آن وقت این سختی ها آنها را تبدیل به نور شادی و لذت می کند حتی اگر به نتیجه هم نرسد باز دست از عشق ورزیدن نمی کشند ،یا خود ما که سال ها با اعتیاد مسافرانمان می سوزیم ولی باز هم می مانیم و هر کاری از دستمان بر بیاید انجام می دهیم و ذره ای از عشقمان کم نمی شود، اما برای عشق سه پارامتر لازم است آن هم سایه ها، جاذبه و حس که برای عشق ورزیدن باید چیزی وجود داشته باشد(سایه ها) و قدرتی که بسته به نگاه ما می تواند ما را جذب (جاذبه) یا دفع (دافعه) کند مثلا یک سری ها هستند که به خاطر آن قدرت جاذبه و حسنی که دارند ما را سریع مجذوب خود می کنند و یک سری هم به ما حس خوبی نمی دهند و از آنها دوری می کنیم.

همسفر زهرا (ز) :

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر؛ در این سی دی می گوید که انسان همیشه بین دو نیرو و دو قطب قرار دارد با کوچک ترین حرکتی می تواند از یک فاز وارد فاز دیگری بشود یعنی اینکه ممکن است در فاز روشنایی ها باشد ولی اگر از خودش به خوبی مراقبت نکند و یا به آن دانایی لازم نرسیده باشد با یک حرکت و مسئله خیلی کوچکی از فاز روشنایی وارد تاریکی بشود بعضی اوقات شده که یک مسئله کوچکی تبدیل شده به یک فاجعه بزرگ ،مثل یک سد که بزرگ و عظیم است ممکن است با یک شکاف کوچکی که اگر جلویش را نگیریم تبدیل بشود به یک فاجعه و آن سد را از بین ببرد ،و این مسئله ممکن است خیلی جاها مثل بین دو دوست ،بین زن و شوهر و...اتفاق بیفتد. پس نتیجه می گیریم هر موقع چنین مسئله ای اتفاق افتاده و با دانایی خودمان تشخیص دادیم آن مسئله را جلویش را بگیریم و از یک فاجعه بزرگ  جلوگیری کنیم .

با تشکر از مشارکت لژیون اول

تنظیم و ویرایش: همسفر زینب

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمیرا سه شنبه 21 مرداد 1399 08:31
خدا قوت به کمک راهنمای عزیز خانم عاطفه و دوستان هم لژیونی احسنت
همسفر میترا شعبه تخت جمشید شیراز دوشنبه 20 مرداد 1399 00:25
سلام و درود به همسفران خوب شعبه اروند، آفرین مشارکت های زیبایی بود
همسفرمعصومه لژیون سوم یکشنبه 19 مرداد 1399 15:32
درود بردوستان لژیون اول مطالب عالی وآموزنده بود استفاده کردم.خداقوت به گروه وبلاگ
همسفر بدریه شنبه 18 مرداد 1399 00:47
خداقوت به کمک راهنمای عزیزم خانم عاطفه و دوستان گرامی مطالب بسیار عالی هستند دوباره یادآوری آنها برایم پر از آموزش و انرژی بود ممنونم
همسفرسحر شنبه 18 مرداد 1399 00:39
درود و سپاس از لژیون یکم ممنون از مشارکتهای خوبتون ، موفق باشید .سپاس از گروه وبلاگ
همسفر ساهره جمعه 17 مرداد 1399 22:53
خداقوت به لژیون اول
خسته نباشیدو خدافوت به گروه وبلاگ
همسفر پگاه جمعه 17 مرداد 1399 16:46
خسته نباشید همه دوستان امیدوارم به زودی در کنار هم جلسات و لژیون برگزار کنیم
همسفر الهام (م) لژیون یکم پنجشنبه 16 مرداد 1399 12:34
با سلام و خدا قوت به دوستان عزیز موفق باشید دوستان خدا قوت به گروه وبلاگ
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic