لژیون مجازی همسفران نمایندگی اروند آبادان
جمعه 27 تیر 1399 ساعت 16:35 | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

جلسه هفتم از دوره دوم کارگاه مجازی همسفران کنگره 60 نمایندگی اروند آبادان وخرمشهر در روز سه شنبه مورخ 1399/04/24 در باب سی دی وادی چهاردهم بخش چهارم توسط کمک راهنمای محترم در فضای مجازی راس ساعت 17:30 آغازبه کار نمود.


خلاصه عملکرد لژیون یکم به کمک راهنمایی اسیستانت محترم سرکار خانم عاطفه

مشارکت سی دی وادی چهاردهم بخش چهارم


کمک راهنما خانم عاطفه :

 در این وادی از عظمت عشق می گوید و اینکه وادی ۱۴ مرحله ای است که در مورد عشق حرف می زند و آن را می شکافد و می گوید عشق یعنی گذشتن از خویش و گذشتن از منافع خود اینکه هر کاری کنیم هر بخششی چه مالی چه محبت و علم و غیره با این حساب باشد که چه به من می رسد نمی توان آن کار را از روی عشق و محبت دانست در کنگره گفته می شود راهنما باید عاشق باشد یا هر کسی هر خدمتی می گیرد با عشق و محبت باشد یعنی اینکه باید از یک سری منافع و لذت و غیره گذشت و آن خدمت را به درستی انجام دهد تا در نتیجه لذت آن عشق واقعی را بکشد اول باید بخشید و از منافع خودمان بدهیم تا در نهایت به بهترین ها برسیم نه اینکه نیت از بخشش هر چیزی رسیدن به چیزهای بهتر باشد باید نیت همان بخشیدن و گذشتن از داشته هایمان باشد و همیشه باید از بهترین ها بخشید ما می‌‌توانیم در کنگره خودمان را محک بزنیم در پرداختی زمین، قانون یازده،  گلریزان و غیره از لحاظ مالی و تلاش برای گرفتن خدمت و آن هم به دور از منیت و منفعت و هر ضد ارزشی دیگری این وادی بسیار مهم ارزشمند است و بسیار جای تفکر و صحبت دارد.

همسفر مریم :

در سی دی وادی ۱۴ بخش چهارم می گوید که عشق واقعی یعنی گذشتن از شیره جان خود و کسی که توانایی بخشش از شیره وجودی خودش را داشته باشد بدون چشم داشت این کار را انجام می‌ دهد و اگر من کاری را انجام دادم و انتظار جبران از طرف مقابلم داشتم پس کار من از روی عشق نبوده است، در این وادی اهمیت بخشش را بیان می کند و می گوید ک زمانی یک دارایی با ارزش می شود که بتوانی از آن ببخشی؛ عشق و محبت را باید در وجودمان داشته باشیم تا بتوانیم با دیگران محبت کنیم و عشقی ک اینجا راجع به آن صحبت می شود عشق بین دو نفر نیست هر چند آن هم یک نمونه از عشق است، بلکه عشق ب تمام هستی و مخلوقات است.

همسفر صبا :

عشق یعنی گذشتن از خویش و آنچه خدا به ما داده است یعنی بخشیدن از عصاره ی جان خود به دیگران (محبت) بخشیدن نباید با شرط و شروط باشد هیچ دارایی بالاتر از دوست داشتن و عشق نیست عشق قامت ها را راست اندیشه را پاک و حیات را برای گزینش بهترین تقویت و انسان را خلاق می کند بعضی انسان ها معنی واقعی عشق و محبت را نفهمیدند بخاطر همین همیشه سرگردانند بعضی از ما از صبح كه بیدار می شویم منفی بافی می کنیم و به خداوند برنامه می دهیم و از همه چیز طلبکاریم این كار باعث نمی شود كه در ماهیت کجی ها تغییر به وجود بیاید بلكه گسترش آن ها باعث انهدام هستی می شود به کسانی كه با معنی عشق بیگانه اند باید چندین مرحله فرصت داد تا از خواب بیدار شوند و اگر نخواستند بیدار شوند باید آن ها را رها نمود تا روزی نقطه ی تفکر شان بیدار شود و به درک لازم برسند ما نمی توانیم با دادن فرصت زیاد این موضوع را درست كنیم سیب گندیده اگر در بین سیب های سالم زمان طولانی بماند همه سیب ها را خراب می کند زمان دادن زیاد باعث نابودی می شود.

همسفر زهرا (ز) :

انسان موقعی می تواند توحید و یگانگی را کسب کند که وارد وادی عشق بشود با تمام ذرات وجودش درکش کند و رسول خدا نمونه ای از آن عشق است و به او می گفتند خلق عظیم ،چون همه را دوست داشت و نمی خواست به کسی آسیبی برسد حتی به دشمنانش در جنگ هایش، عشق به معنی گذشتن از خویش است و اینکه اگه کسی را دوست باشیم به خاطر منافع شخصی خودمان نباشد و اگر هدیه و چیزی بخواهیم به دیگران ببخشیم سعی کنیم بهترین هدیه و چیزها را ببخشیم و وقتی بخشیدیم دیگر انتظار نداشته باشیم که عوضش را به ما بدهند یعنی عشق باید بلا عوض باشد مطلب دیگر اینکه سعی کنیم از کژی ها و از مسائل منفی زیاد صحبت نکنیم چون در ماهیت آن ها تغییری صورت نمی گیرد و آن کژی ها برطرف نمی شود مرتفع نمی شود ولی باعث گسترش آن ها می شود و بعد باعث نابودی هستی می شود که آقای مهندس مثالش را زده بودند مثل گروه طالبان.

همسفر بدریه :

وادی ۱۴ یک جمع بندی از کل وادی هاست که درک آن کار هر کسی نیست مگر اینکه واقعاً از در محبت وارد شده باشد و ذره ذره به عشق برسد عشق خاصیت های زیادی دارد قامت انسان را راست نگاه می دارد و او را برای گزینش زندگی بهتر آماده می کند ،عشقی که از آن صحبت می شود آنی نیست که بین دو نفر بوجود بیاید البته آن هم یک نمونه از عشق است ولی آنچه مد نظر هست عشق به تمام مخلوقات و آنچه که در عصاره جان ما است بتوانیم به دیگران ببخشیم آیا می توانیم؟ آیا می توانیم منافع خود را نادیده بگیریم و به دیگران کمک کنیم ،آیا می توانیم از وقت خود برای دیگران بگذریم و آیا می توانیم بدون چشم داشت خدمت کنیم خدمت به همنوع و رهانیدن او از بند تاریکی قشنگ ترین نمایشی از عشق است که باور آن برای خیلی ها سخت است من به شخصه چیزی که خیلی من را جذب کنگره کرد آن عشقی بود که در وجود کمک راهنما ها و بقیه اعضا می دیدم ابتدا باورش سخت بود چون من اعتقادم را به عشق و محبت و خوبی از دست داده بودم و برایم باورش سخت بود در دنیایی که برادر از برادر نمی گذرد کسانی هستند که بدون پیوند خویشاوندی ، بدون هیچ چشم داشت و دریافت پول این گونه عاشقانه خدمت کنند ولی واقعاً همین طور بود ظرفی که پر از محبت باشد هر آنچه از او ببخشی پر تر و معطر تر می شود و این عزیزان دریافتی در صور پنهان داشتند و کاملا آن را احساس کرده بودند که این گونه خدمت می کردند و قانون کائنات را فرا گرفته بودند بعضی ها به کلام و سخن خیلی قشنگ از عشق و محبت صحبت می کنند ولی در عمل معنای آن را لمس نکرده اند فقط برداشتی از سخنان بزرگان می کنند ولی استاد رعد می گوید اگر بخواهم از عشق سخن بگویم بایستی به درون خود بروم تا زبانم به سخن گشوده شود یعنی اینکه من اگر بخواهم از عشق ،راستی و درستی ...صحبت کنم باید در درونم باشد و آن را داشته باشم تا از آن سخن بگویم و به دیگران بدهم ،نکته دیگرش این بود که ما نباید بر مشکلات و مسائل منفی خیلی توجه کنیم چون باعث می شود که نیروهای منفی قدرت بگیرند و گسترش پیدا کنند این یکی از نقاط ضعف من بود که نسبت به کوچک ترین مشکل و مسئله منفی توجه نشان می دادم و اسیر آن ها می شدم که چرا بوجود آمده اند و چرا هستند و این باعث می شد که روز به روز بر آن ها افزوده شود و تا مرز نابودی من را با خود بکشانند و به نظرم چیزی در زندگیم وجود نداشت که بابت آن خدا را شکر کنم ولی وقتی آموزش گرفتم و یکسری از قوانین را شناختم به این رسیدم که من راه را اشتباه رفته بودم و اصرار داشتم که راهم درست است ولی الان واقعاً به این درک رسیدم اگر هر جا مانعی در زندگی برایم پیش می آمد کار خداوند بود و سعی داشت به من بگوید که راه را دارم اشتباه می روم و هر چه پیش می رفتم مانع بزرگ تری بود تا اینکه در کنگره به بیداری رسیدم و فهمیدم راه رفته را باید برگردم امیدوارم در این مسیری که قرار گرفته ام بتوانم ظرف وجودیم را از هر چه نا خالصی و سیاهی است خالی کنم و با محبت و خدمت ظرف وجودیم را پر کنم و روزی برسد که بتوانم پیوند تاریکی را به طور کامل قطع کنم .

همسفر فاطمه :

عشق یعنی گذشتن از خویش ، گذشتن ها باید با آگاهی باشد چرا ما از گذشتن هایمان گاهی رنج می بریم چون هنوز به آگاهی لازم نرسیده ایم و نیز یک مورد در نظر داشتن اولویت ها که جایی ،کمک به دیگران مرا از وظایف همسری باز می دارد اگر به کسی کمک کردم و او سخن نیش داری زد و ناراحت شدم پس آگاهی من کم است و ظرف وجودی من انقدر کم و کوچک که تا وقتی محبتی می دهم و بر نمی گردد و چون ظرف من هنوز خالی است و نیاز به پر شدن دارد که اینجا نشان دهنده آگاهی کم من است و اگر آگاهی من بالا برود مثل بزرگان ،اگر بدی کردند باز ما خوبی کنیم و حتی اگر طرف چشم و رو نداشت ما نباید به هم بریزیم و این نشان دهنده ظرف خالی من است.

همسفر الهام :

عشق هم باید ذره ذره بوجود آید عشق مفهوم بسیار بالایی دارد و برای شروع هر کس نمی تواند عاشق باشد باید معنای محبت را فهمید و از محبت عشق به وجود می آید اول محبت به خودم و ارزش قائل شدن به خودم و بعد به دنبال محبت کردن به دیگران شاید به نظر من کار درستی را انجام می دهم ولی باز باید در نظر داشته باشم که از آن طرف پشت بام نیفتم یعنی تعادل گاهی اوقات با محبت کردن باعث تخریب در دیگران می شود و زندگی آن ها را نابود می کنم پس باید بدانم معنای محبت واقعی چیست؟ تا بتوانم درمورد عشق و عاشق بودن به تمام مخلوقات حرکت کنم اگر من طبیعت باشم باید قدمی بردارم و خودم را نسبت به طبیعت اصلاح کنم تا از طبیعت لذت ببرم یعنی وقتی در طبیعت زباله نیندازم و درختان را خراش ندهم یا گل ها را بیهوده نچینم یا آبی بتوانم به درختی بدهم عشق به طبیعت به وجود می آید آن وقت رنگ درختان فرق می کند زیبایی گل ها فرق می کند پرواز پرندگان و یا پروانه ها را با دید دیگری حس می‌کنم پس باور داشتن با محبت کردن شروع می شود و بعد معنی عشق را حس خواهم کرد و زمانی می توانم عشق به دیگران بورزم که اول در وجود من کاشته شود و بعد به دیگران منتقل کنم.

همسفر سارا :

در این قسمت چیزی که من برداشت کردم قدرت و میزان عشق و نشانه های عشق است که انسان زمانی می تواند به توحید و یگانگی برسد که عشق را درک کرده باشد البته عشقی که بر مبنای آگاهی و دانش باشد و ذره ذره ی وجود را فرا گرفته باشد، عشق یعنی گذشتن از خود باید بتوانی از منافع خودت بگذری نه اینکه به خاطر منافع عاشق بشوی عشق اتفاق قشنگ و به نظر من گاهی توام با سختی است تجربه ای که خودم در زندگی داشتم آن قدر عاشق شدم که حتی دوس داشتم از نیاز به غذای خودم هم بگذرم که معشوقم سیر باشد شاید افراط باشد اما این حس گذشت همیشه همراه من بود اگر عشق نبود نمی توانستم پی به زیبایی های هستی ببرم اگه عشق نبود از هیچ چیزی لذت نمی بردم تا قبل از عاشق شدنم تحمل هیچ گونه سختی را نداشتم اما به خاطر عشق سختی هایی کشیدم که شاید الان بتوانم از سخت ترین مسائل عبور کنم و به قول آقای مهندس عشق قامتم را راست کرده البته این عشق فقط بین دو نفر نیست عشق به خالق، عشق به هستی، عشق به هم نوع اما وقتی عشق درون انسان باشد چون توام با محبت است نسبت به همه محبت به وجود می آید، گذشت به وجود می آید کسی که عشق ندارد سر گردان است و کسانی که بویی از عشق و محبت نبردند اگر آموزشی به آن ها داده بشود عکس آن را انجام می دهند و باعث تخریب می شوند پس باید زندگی را جوری بنا کنیم که از این انسان نماها به دور باشیم و برای زندگی خود چهارچوب و خط قرمز مشخص کنیم.

همسفر سمیرا :

در این قسمت از وادی چهاردهم گفته شده عشق یعنی گذشتن از خویش ، مفهوم عشق اینجا یعنی بتوانیم از منافع خودمان بگذریم خیلی وقت ها ما فکر می کنیم که عشق در وجودمان هست ولی تا حالا شده از چیزهایی که دوست دارم بگذرم من پول دارم ولی نمی توانم آن را ببخشم و یا وقتی محبت دارم ولی نمی توانم به دیگران محبت کنم یا حتی از وقتم بگذرم به دیگران کمک کنم ، حتی وقتی به دیگران هم بخواهم کمک کنم یا هدیه بدهم سراغ چیزهای می رویم که لازم نداریم ، یا کمک می کنم چون می خواهم دیده بشوم تایید بشوم این عشق و محبت نیست ، عشق یعنی از چیزهای که دارم بهترین ها را در اختیار دیگران قرار بدهم یا وقتی کسی از من چیزی و یا کمکی می خواهد قطعاً اول از خدا خواسته و خداوند آدرس من را داده که به او کمک کنم و واقعاً درک کردن این عشق سخته و کار هر کسی نیست و حتی صحبت کردن در مورد محبت باید در وجودمان باشد تا در دیگران اثر کند ، من به طرف مقابلم می گویم صبر کن ، توکل کن درست می شود ولی تا موقعی که خودم این کار را نکردم و در وجودم نیست حتی اگر در موردش صحبت و قشنگ ترین کلمات را به کار ببرم در دیگران اثر نمی گذارد.

همسفر فاطمه :

در این وادی بیان می کند خداوند زمانی که انسان را خلق کرد عنصری در وجودش قرار داد به نام محبت جناب مهندس همیشه بیان می کنند محبت به لمس و سخن نیست محبت مغازه دکان داری نیست که در عوض محبتی که می دهید انتظار داشته باشید که دیگران هم برایت جبران کنند محبت واقعی یعنی بدون هیچ چشم داشتی برای دیگران هر طور که بتوانی کمک کنی چه مالی چه امیدواری و چه زمان و وقت گذاشتن برای طرف مقابل بدون هیچ انتظاری از طرف مقابل گاهی انسان وقتی می خواهد چیزی را ببخشد باید آنچه خودش می پسندد همان را ببخشد نه این که چیزی که به دردش نمی خورد را به دیگران بدهد انسان زمانی می تواند به دیگران محبت کند که محبت در وجودش باشد گاهی کلامی به دیگران می زنیم باید آن حرف ما را خودمان انجام داده باشیم و عمل کرده باشیم تا به دل دیگران هم بنشیند.

همسفر زهرا (ب) :

برداشت سی دی چهاردهم مهندس دژاکام می گویند اگر کسی پول ، سرمایه و ... داشته باشد اما محبت نداشته باشد، هیچ یک از آن ها به درد او نمی خورد مثل ظرفی که دارای نقش و نگار بسیار زیبایی است اما درون آن خالی باشد؛ مانند ما انسان ها که اگر دارای محبت نباشیم، به هیچ دردی نمی خوریم من قبل از ورود به کنگره، محبت داشتم اما محبت من از روی آگاهی و معرفت نبود به تصور من محبت یک عمل نیک بود که انجام می دادم؛ اما من چون دانایی نداشتم با محبت خود، برای مسافرم تخریب بوجود می آوردم هر چه که در کنگره وجود دارد بر مبنای محبت است و راهنمایان عزیز با آغوش باز ما را می پذیرند زیرا که با ما همدرد هستند و درد ما را حس می کنند محبت مانند دانه و بذری است که اگر آن را در دل دیگران بکاریم، خودمان نیز از آن بهره مند می شویم.

با تشکر از مشارکت لژیون اول

تنظیم و ویرایش : همسفر معصومه 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی خصوصی همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر زهرا (ب)لژیون یکم سه شنبه 31 تیر 1399 17:05
خدا قوت به همگی عزیزان
همسفر سحر دوشنبه 30 تیر 1399 11:06
ممنون از لژیون یکم مطالب عالی بود استفاده کردم.خسته نباشید به گروه پرتلاش وبلاگ
همسفر نرگس یکشنبه 29 تیر 1399 23:52
خدا قوت و خسته نباشید خدمت خانم عاطفه ولژیون یکم
همسفر سمیرا یکشنبه 29 تیر 1399 08:53
خدا قوت به کمک راهنمای عزیز خانم عاطفه و دوستان هم لژیونی احسنت
آمنه همسفر لژیون دوم شنبه 28 تیر 1399 01:17
سلام خدا قوت به دوستان لژیون اول بسیار عالی بود
همسفر مژده شنبه 28 تیر 1399 00:55
خدا قوت به لژیون یکم خیلی عالی استفاد کردم
سارا شنبه 28 تیر 1399 00:00
خداقوت به همه ی دوستان
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic